وقتی سپاه پاسداران در واکنش، تأسیسات قطر و کویت را هدف قرار داد، روشن شد که جنگ دیگر در همان محدوده قبلی باقی نخواهد ماند و میتواند هزینههایش را به کل منطقه و به منافع آمریکا سرایت دهد. نتیجه اینکه ترامپ خیلی زود کوشید خود را از حمله به پارس جنوبی کنار بکشد و گفت از این اقدام خبر نداشته و نباید تکرار شود. این فقط یک موضعگیری معمولی نبود؛ نشانهای بود از اینکه آمریکا، پس از پاسخ ایران، نسبت به گسترش بیشتر جنگ دچار تردید شده است.
در همین صحنه، خبر هدف قرار گرفتن جنگنده آمریکایی اف-۳۵ توسط پدافند ایران، به یکی از مهمترین رخدادهای شب گذشته تبدیل شد. خبری که از سطح یک اتفاق نظامی فراتر رفت و فوراً به یک مسئله حیثیتی بدل شد. اف-۳۵ برای آمریکا فقط یک جنگنده نیست؛ نماد برتری تکنولوژیک، اعتماد به نفس هوایی و هیمنه نظامی این کشور است. به همین دلیل، آسیبپذیر شدن آن فقط یک حادثه عملیاتی نبود. ضربهای بود به تصویری که آمریکا سالها از شکستناپذیری خود ساخته است. به عبارتی افسانه شکستناپذیری اف35 کاملا ترک برداشت.
اما آنچه در میدان آغاز شده بود، خیلی زود به سطح سیاست هم کشیده شد. نتانیاهو در کنفرانس خبری شب گذشته، بارها ناچار شد تأکید کند که اسرائیل آمریکا را وارد جنگ نکرده، بلکه دو طرف «هماهنگ» و «همهدف» هستند. خود همین توضیح دادنهای پیدرپی، نشانه فشار بود. وقتی یک رهبر سیاسی مدام ناچار به رفع اتهام میشود، یعنی پرسش درباره هزینههای جنگ جدی شده است. در همان کنفرانس، نتانیاهو مدعی شد که توان غنیسازی اورانیوم و توان تولید موشک بالستیک ایران از بین رفته است. ادعایی که خیلی زود حتی در داخل سرزمینهای اشغالی هم با تردید روبهرو شد. لاپید رهبر حزب مخالف نتانیاهو با طعنه پرسید چگونه میتوان از نابودی توان موشکی ایران سخن گفت، وقتی همزمان موشکهای ایران هنوز بر فراز اسرائیل دیده میشوند. فراتر از یک جدال حزبی، روایت رسمی دولت اسرائیل حتی در داخل هم دیگر بهسادگی پذیرفته نمیشود.
همزمان، بیرون از اتاق جنگ، آمریکا در سطح اجتماعی هم با چالش مواجه شده است. نظرسنجی موسسه یوگاو نشان میدهد نارضایتی از عملکرد ترامپ بالاست و فشار معیشتی، افزایش قیمت بنزین و بدبینی نسبت به آینده اقتصادی، موقعیتش را شکنندهتر کرده است. این یعنی برای ترامپ، جنگ فقط یک پرونده امنیت ملی نیست. مسئلهای است که مستقیم به سفره مردم و احساس ناامنی اقتصادی در داخل آمریکا گره خورده است. در سطح منطقهای و جهانی هم قاب رسانهها کمابیش همین را نشان میدهد. الجزیره از توان ایران برای ادامه جنگ فرسایشی میگوید؛ رسانههای چینی از شوک نفتی و اثر جنگ بر معیشت جهانی مینویسند؛ و عربنیوز از تردید متحدان آمریکا برای همراهی بیشتر سخن میگوید. به عبارتی جنگ از یک نبرد صرف نظامی، به بحران انرژی، فرسایش و ابهام راهبردی تبدیل شده است.
در مجموع میتوان گفت جنگ پس از حمله به تأسیسات جنوب ایران، وارد مرحله تازهای شده که دیگر فقط با شمار حملات و موشکها سنجیده نمیشود، بلکه با میزان تابآوری طرفها و توان آنها برای تحمیل هزینه به حریف ارزیابی میشود. ایران نشان داده که هم در میدان توان پاسخ دارد و هم میتواند دشمن را وارد منطقه پرهزینهتری از جنگ کند. اسرائیل نشان داده که با وجود تهاجم و بیپروایی در عملیات، در توضیح دادن درباره پیامدهای جنگ و میزان موفقیت خود زیر فشار است. و آمریکا هم نشان داده که هرچه جنگ به زیرساخت انرژی، بازار نفت و نمادهای قدرت نظامیاش نزدیکتر شود، فاصلهاش با موقعیت باثبات کمتر خواهد شد. بعد از عسلویه، جنگ از مرحله نمایش قدرت عبور کرده و وارد مرحله آزمون تابآوری شده است و در این مرحله، مسئله فقط این نیست که چه کسی حمله کرد، بلکه این است که چه کسی بیشتر ناچار شد عقب بنشیند، توضیح بدهد و از تصویر قدرت خود دفاع کند. ایران در آخرین روز سال، با داغ از دست دادن عزیزانی بیشمار، اما سربلند و با ارادهای محکم به استقبال سال جدید میرود.
۲۹ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۳:۱۴
کد مطلب: ۷۶۵۴۴۴
حمله اسرائیل به پارس جنوبی و عسلویه قرار بود جنگ را به مرحله تازهای از فشار بر ایران وارد کند؛ حملهای که اگر بیپاسخ میماند، میتوانست این تصور را بسازد که دشمن موفق شده دایره هزینه را یکطرفه گسترش دهد. اما پاسخ ایران، مسیر ماجرا را عوض کرد.
زمان مطالعه: ۳ دقیقه




نظر شما